On love, life & more
fasv
Home / آشنایی با اهل بیت (ع) / مبارزة علمی امام حسن عسکرى (ع)

مبارزة علمی امام حسن عسکرى (ع)

کوشش‌هاى علمى

اگرچه امام عسکرى به حکم شرایط نامساعد و محدودیت‏ بسیار شدیدى که حکومت عباسى برقرار کرده بود، موفق به گسترش دانش دامنه‏دار خود در سطح جامعه نشد، اما در عین حال، با همان فشار و خفقان شاگردانى تربیت کرد که هر کدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات دشمنان نقش مؤثرى داشتند.  «شیخ طوسى‏» – ره- تعداد شاگردان حضرت را متجاوز از صد نفر ثبت کرده است  که در میان آنان چهره‏هاى روشن، شخصیتهاى برجسته و مردان وارسته‏اى مانند: احمد بن اسحاق اشعرى قمى، ابوهاشم داود بن قاسم جعفرى، عبدالله بن جعفر حمیرى، ابو عمرو عثمان بن سعید عمرى، على بن جعفر و محمد بن حسن صفار به چشم مى‏خورند که شرح خدمات و کوششهاى آنان در این مختصر نمى‏گنجد و زندگینامة پُر افتخار و آموزندة آنان را مى‏توان در کتب رجال خواند.

اما نکتة اساسی آن است در دوران عمر  کوتاه اما  با برکت  امام تعالیم  عالیة قرآنی  و نشر کلام احکام الهی  و مناظرات کلامی  بصورت جنبش  علمی  در جهان اسلام ظهور پیدا نمود.

سیرة عملی امام حسن عسکرى (ع)

ردی به نام کامل مدنی جهت پرسش مسائلی به محضر امامع شرفیاب شد: همو می‏گوید: وقتی به خدمت حضرت رسیدم دیدم لباس سفید و نرمی بر تن دارند، نزد خود گفتم: ولیّ خدا و حجت او لباس نرم و لطیف می‏پوشد، و ما را به مواسات و برادرای فرمان می‏دهد و از پوشیدن چنین لباسی باز می‏دارد! امام تبسم نمودند و آستینهای خود را بالا زدند دیدم پلاسی سیاه و خشن در زیر لباس بر تن دارند، و فرمودند: ای کامل! (هذا لله و هذا لکم) این پلاس خشن برای خدا و این لباس نرم که روی آن پوشیده‏ام برای شماست

مبارزة علمی

یعقوب بن اسحاقِ کندی یکی از فیلسوفان  عراق بود او شروع به تألیف کتابی کرد که می‏خواست اثبات نماید  که قرآن دارای تناقض است و برای نوشتن این کتاب چنان مشغول  مطالعه و تحقیق شد که از مردم کناره گرفت و روزها به تنهایی در خانه خویش به این کار مبادرت می‏ورزید  در همین ایام یکی از شاگردان او به محضر امام حسن عسکرى ع شرفیاب شد، امام به او فرمودند: آیا در میان شما یک مرد رشید و جوانمرد پیدا نمی‏شود که استاد شما را از این کاری که شروع کرده منصرف سازد؟!

شاگرد با ناراحتی عرض کرد: ما از شاگردان او هستیم، چگونه می‏توانیم در این کار یا کارهای دیگر بر او اعتراض نماییم! امامع فرمود: آیا آنچه بگویم به او می‏رسانی؟ گفت: آری. امامع فرمودند: نزد او برو و با او انس بگیر و او را در کاری که می‏خواهد انجام دهد یاری نما، آنگاه بگو سؤالی دارم آیا می‏توانم از شما بپرسم؟ به تو اجازه سؤال می‏دهد، بگو: اگر گوینده قرآن نزد تو آید، آیا احتمال می‏دهی که منظور او از گفتارش معانی دیگری غیر آن باشد که تو پنداشته‏ای؟ خواهد گفت: امکان دارد، چون او اگر به مطلبی توجه کند می‏فهمد و درک می‏کند. هنگامی که جواب مثبت داد بگو: از کجا اطمینان پیدا کرده‏ای که مراد و منظور قرآن همان است که تو می‏گویی؟! شاید گویندة قرآن منظوری غیر از آنچه تو به آن رسیده‏ای داشته باشد،‌ و تو الفاظ و عبارات را در غیر معانی و مراد آن بکار می‏بری!

آن شاگرد به  نزد کندی رفت، و به همان ترتیب که  امام  دستور داده بودند با او مهربانی کرد تا سرانجام فرصت آن رسید تا سؤال را مطرح نمود، کندی با شنیدن این سئوال کمی جا خورد به همین خاطر از  شاگردش خواست که سؤال خود را تکرار کند، و سپس مجدداً به فکر فرو رفت، و آن را بنا بر لغت محتمل و برحسب اندیشه ممکن دانست پس از لحظاتی  سرش را بلند کرد و شاگردش را سوگند داد و گفت:  این سؤال از کجا برای تو مطرح شد؟ شاگرد گفت: چیزی بود که به خاطرم رسید و سؤال کردم!  کندی گفت: ممکن نیست تو و افرادی مانند تو به چنین سؤالی راه یابند، بگو این سؤال را از کجا آوردی؟ شاگرد گفت: ابومحمد امام حسن عسکرى ع به من چنین فرمان داد.

کندی لبخندی زد و به آرامی گفت: اینک درست گفتی، چنین سؤالی جز از آن خاندان نمی‏تواند باشد آنگاه آنچه در آن زمینه نوشته بود در آتش ریخت و سوزاند

 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

x

Check Also

شهادت امام حسن عسکرى (ع)

امام روز جمعه هشتم ماه ربیع‌‏الاول سال دویست و شصت از هجرت هنگام نماز صبح ...

احادیثی از امام حسن عسکرى (ع)

1- نزاع و جدال مکن که آبرویت می‏رود، و شوخی مکن که بر تو جرأت ...