On love, life & more
fasv
Home / آشنایی با اهل بیت (ع) / ابعاد فعالیت امام عسکرى (ع)

ابعاد فعالیت امام عسکرى (ع)

امام عسکرى، با وجود همة این فشارها و کنترلها و مراقبتهاى بى‏وقفه حکومت عباسى، یک سلسله فعالیتهاى سیاسى و اجتماعى و علمى در جهت‏ حفظ اسلام و مبارزه با افکار ضد اسلامى انجام مى‏داد که مى‏توان آنها را بدین‏گونه خلاصه کرد:

1- کوشش‌هاى علمى در دفاع از آیین اسلام و رد اشکالها و شبهات مخالفان، و نیز تبیین اندیشة صحیح اسلامى و تربیت شاگردان متعهد و عالِم.

گاهى چنان مشکلات و تنگناهایى براى مسلمانان پیش مى‏آمد که جز آن حضرت کسى از عهدة حل آنها برنمى‏آمد. امام در این‏گونه مواقع، در پرتو علم امامت، با تدبیری فوق‏العاده، بن‏بست را مى‏شکست و مشکل را حل مى‏کرد. براى این مطلب مى‏توان یک نمونه را ذکر کرد:

یک سال در سامراء قحطى سختى پیش آمد. «معتمد»، خلیفه وقت، فرمان داد مردم به نماز استسقاء (طلب باران) بروند. مردم سه روز پى در پى براى نماز به‏ مصلا رفتند و دست‏ به دعا برداشتند، ولى باران نیامد. روز چهارم «جاثلیق‏»، بزرگ اسقفان مسیحى، همراه راهبان به صحرا رفت. یکى از راهبان هر وقت دست‏ خود را به سوى آسمان بلند مى‏کرد بارانى درشت فرو مى‏بارید. روز بعد نیز جاثلیق همان کار را کرد و آنقدر باران آمد که دیگر مردم تقاضاى باران نداشتند، و همین امر موجب شگفت مردم و نیز شک و تردید و تمایل به مسیحیت در میان بسیارى از مسلمانان شد. این وضع بر خلیفه ناگوار آمد و ناگزیر امام را که زندانى بود، به دربار خواست و گفت: امت جدت را دریاب که گمراه شدند! امام فرمود: از جاثلیق و راهبان بخواه که فردا سه‏شنبه به صحرا بروند.

خلیفه گفت: مردم دیگر باران نمى‏خواهند، چون به قدر کافى باران آمده است، بنابراین به صحرا رفتن چه فایده‏اى دارد؟ امام فرمود: براى آنکه ان‌شاءالله تعالى شک و شبهه را برطرف سازم.

خلیفه فرمان داد پیشواى مسیحیان همراه راهبان سه شنبه به صحرا رفتند. امام عسکرىع نیز در میان جمعیت عظیمى از مردم به صحرا آمد. آنگاه مسیحیان و راهبان براى طلب باران دست‏ بسوى آسمان برداشتند. آسمان ابرى شد و باران آمد. امام فرمان داد دست راهب معینى را بگیرند و آنچه در میان انگشتان اوست ‏بیرون آورند. در میان انگشتان او استخوانی از استخوانهاى آدمى یافتند. امام استخوان را گرفت، در پارچه‏اى پیچید و به راهب فرمود: اینک طلب باران کن! راهب این بار نیز دست‏ به آسمان برداشت، اما ابر کنار رفت و خورشید نمایان شد! مردم شگفت زده شدند. خلیفه از امام پرسید: این استخوان چیست؟ امام فرمود: این استخوان پیامبرى از پیامبران الهى است که از قبور برخى پیامبران برداشته‏اند و استخوان هیچ پیامبرى ظاهر نمى‏گردد جز آنکه باران نازل‏ مى‏شود. خلیفه امام را تحسین کرد. استخوان را آزمودند، دیدند همان طور است که امام مى‏فرماید.

این حادثه باعث ‏شد که امام از زندان آزاد شود و احترام او در افکار عمومى بالا رود. در این هنگام امام از فرصت استفاده کرده و آزادى یاران خود را که با آن حضرت در زندان بودند، از خلیفه خواست و او نیز خواسته حضرت را به جا آورد.

2- ایجاد شبکة ارتباطى با شیعیان مناطق مختلف از طریق تعیین و اعزام نمایندگان و ارسال پیام‌ها

در زمان امام حسن عسکرىع تشیع در مناطق مختلف و شهرهاى متعدد گسترش و شیعیان در نقاط فراوانى تمرکز یافته بودند. شهرها و مناطقى مانند: کوفه، بغداد، نیشابور، قم، مدائن، خراسان، یمن، رى، آذربایجان، سامراء، جرجان و بصره از پایگاههاى شیعیان بشمار مى‏رفتند و در میان این مناطق، به دلائلى، سامراء، کوفه، بغداد، قم و نیشابور از اهمیت ویژه‏اى برخوردار بود. گستردگى و پراکندگى مراکز تجمع شیعیان، وجود سازمان ارتباطى منظمى را ایجاب مى‏کرد تا پیوند شیعیان را با حوزة امامت از یک سو، و ارتباط آنان را با همدیگر از سوى دیگر برقرار سازد، و از این رهگذر، آنان را از نظر دینى و سیاسى رهبرى و سازماندهى کند.

این نیاز، از زمان امام نهم احساس مى‏شد و شبکة ارتباطى وکالت و نصب نمایندگان در مناطق گوناگون، از آن زمان به مورد اجرا گذاشته مى‏شد.این برنامه در زمان امام عسکرىع نیز تعقیب گردید و به گواهى اسناد و شواهد تاریخى، امام نمایندگانى از میان چهره‏هاى درخشان و شخصیتهاى برجستة شیعیان، برگزیده و در مناطق متعدد منصوب کرده و با آنان در ارتباط بود و از این طریق پیروان تشیع را در همة مناطق زیر نظر داشت از میان این نمایندگان، مى‏توان از «ابراهیم بن عبده‏»، نمایندة امام در «نیشابور»، یاد کرد.

3- فعالیت‌هاى سرى سیاسى با وجود تمامى کنترلها و مراقبتهاى حکومت عباسى

امام عسکرى (ع)به ‏رغم تمامى محدودیت‌ها و کنترلهایى که از طرف دستگاه خلافت ‏به عمل مى‏آمد، یک سلسله فعالیتهاى سرى سیاسى را رهبرى مى‏کرد که با گزینش شیوه‏هاى بسیار ظریف پنهانکارى، از چشم بیدار و مراقب جاسوسان دربار، به دور مى‏ماند. در این زمینه نمونه‏هاى فراوانى به چشم مى‌‏خورد که یک مورد آن را به جهت اهمیت مطرح می‏‌شود:

1- «عثمان بن سعید عمرى‏» که از نزدیکترین و صمیمى‏ترین یاران امام بود، زیر پوشش روغن‌فروشى فعالیت مى‏کرد. شیعیان و پیروان حضرت عسکرىع اموال و وجوهى را که مى‏خواستند به امام تحویل دهند، به او مى‏رساندند و او آنها را در ظرفها و مشکهاى روغن قرار داده و به حضور امام مى‏رساند و این یکی راههایی  بود که  شیعیان با امام ارتباط پیدا می‏کردند.

4- حمایت و پشتیبانى مالى از شیعیان، بویژه یاران خاص خود

یکى دیگر از موضعگیری‏هاى امام عسکرىع حمایت و پشتیبانى مالى از شیعیان، بویژه از یاران خاص و نزدیک آن حضرت، بود و با مطالعه در زندگانى آن حضرت، این مطلب بخوبى آشکار مى‏شود که گاهى برخى از یاران امام، از تنگناى مالى، در محضر امام شکوه مى‏کردند و حضرت، گرفتارى مالى آنان را برطرف مى‏ساخت و گاه حتى پیش از آنکه اظهار کنند، امام مشکل آنان را برطرف مى‏کرد. این اقدام امام مانع از آن مى‏شد که آنان زیر فشار مالى، جذب دستگاه حکومت‏ ستمگر عباسى شوند.

در این زمینه مى‏‌توان به این نمونه اشاره نمود: «ابوهاشم جعفرى‏»  مى‏گوید: از نظر مالى در مضیقه بودم. خواستم وضع خود را طى نامه‏اى به امام عسکرىع بنویسم، ولى خجالت کشیدم و صرفنظر کردم. وقتى که وارد منزل شدم، امام صد دینار براى من فرستاد و طى نامه‏اى نوشت: هر وقت احتیاج داشتى، خجالت نکش، و پروا مکن، و از ما بخواه که به خواست‏ خدا به مقصود خود مى‏رسى.

5- تقویت و توجیه سیاسى رجال و عناصر مهم شیعه در برابر مشکلات

یکی از مهمترین  فعالیتهاى سیاسى امام عسکرىع تقویت سیاسى رجال مهم شیعه در برابر فشارها و سختیهاى مبارزات سیاسى، در جهت‏ حمایت از آرمانهاى بلند اهل‏بیت:  بود واز آنجا که شخصیتهاى بزرگ شیعه در فشار بیشترى بودند، امام به تناسب مورد، هر یک از آنان را به نحوى دلگرم و راهنمایى مى‏کرد و روحیه آنان را بالا مى‏برد تا میزان تحمل و صبر و آگاهى آنان در برابر فشارها، تنگناها و فقر و تنگدستیها فزونى یابد و بتوانند مسئولیت ‏بزرگ اجتماعى و سیاسى و وظایف دینى خود را بخوبى انجام دهند.

نمونة دیگر در این زمینه نامه‏اى است که امام به «على بن حسین بن بابویه قمى‏»، یکى از فقهاى بزرگ شیعه نوشته است. امام در این نامه پس از ذکر یک سلسله توصیه‏ها و رهنمودهاى لازم، چنین یادآورى مى‏کند: صبر کن و منتظر فرج باش که پیامبرص فرموده است: برترین اعمال امت من انتظار فرج است. شیعیان ما پیوسته در غم و اندوه خواهند بود تا فرزندم (امام دوازدهم) ظاهر شود؛ همان کسى که پیامبرص بشارت داده که زمین را از قسط و عدل پُر خواهد ساخت، همچنانکه از ظلم و جور پر شده باشد. اى بزرگمرد و مورد اعتماد من! صبر کن و شیعیان مرا به صبر فرمان بده! زمین از آن خداست و هر کسى از بندگانش را که بخواهد، وارث (حاکم) آن قرار مى‏دهد. فرجام نیکو، تنها از آن پرهیزگاران است. سلام و رحمت‏ خدا و برکات او بر تو و بر همه شیعیان باد!

6- استفادة گسترده از آگاهى غیبى براى جلب منکران امامت و دلگرمى شیعیان

 بر اساس عقیدة شیعیان، امامان در پرتو ارتباط با پروردگار جهان، از آگاهى غیبى ‏برخوردار می‌یاشد و در مواردى که اساس حقانیت اسلام یا مصالح عالى امت اسلامى (همچون مشروعیت امامت آنان) در معرض خطر قرار مى‏گیرد، از این آگاهى به صورت «ابزار» هدایت استفاده مى‏کنند.

پیشگویی‌ها و گزارش‌هاى غیبى امامان، بخش مهمى از زندگینامه آنان را تشکیل مى‏دهد، اما مطالعه در زندگانى امام عسکرى چنین به نظر مى‏رسد که آن حضرت بیش از امامان دیگر آگاهى غیبى خود را آشکار مى‌‏ساخته است.

بر اساس تحقیق یکى از دانشمندان معاصر، از کرامات و گزارشهاى غیبى و اقدامات خارق العاده امام عسکرىع، «قطب راوندى‏» در کتاب «خرائج‏» جمعاً چهل مورد، «سید بحرانى‏» در «مدینة المعاجز» صد و سى و چهار مورد، «شیخ حرّ عاملى‏» در «اثبات الهداة‏» صد و سى و شش مورد، و «علامه مجلسى‏» در «بحارالانوار» هشتاد و یک مورد را ثبت کرده‏اند و این، بخوبى روشنگر فزونى بروز کرامات و گزارشهاى غیبى از ناحیه آن حضرت مى‏باشد. به نظر مى‏رسد علت این امر شرائط نامساعد و جو پراختناقى بود که امام یازدهم و پدرش امام هادىع در آن زندگى مى‏کردند؛ زیرا از وقتى که امام هادىع از سر اجبار به سامراء منتقل گردید بشدت تحت مراقبت و کنترل بود، از این‏رو امکان معرفى فرزندش «حسن‏» به عموم شیعیان به عنوان امام بعدى وجود نداشت و اصولا این کار، حیات او را از ناحیه حکومت وقت در معرض خطر جدى قرار مى‏داد.

به همین جهت کار معرفى امام عسکرى (ع) به شیعیان و گواه گرفتن آنان در این باب، در ماههاى پایانى عمر امام هادىع صورت گرفت،  به طورى که هنگام رحلت آن حضرت هنوز بسیارى از شیعیان‏ از امامت‏ حضرت «حسن عسکرى‏» آگاهى نداشتند.  گویا عامل دیگرى نیز در این زمینه بى‏تاثیر نبوده و آن اعتقاد گروهى از شیعیان به امامت «محمد بن على‏»، برادر حضرت عسکرى، در زمان حیات امام هادىع بوده است. این گروه بر اساس همین پندار او را در محضر امام هادىع احترام مى‏کردند، ولى حضرت با این پندار مبارزه مى‏کرد و آنان را به امامت فرزندش حسن راهنمایى مى‏نمود.

پس از شهادت حضرت هادىع گروهى از خیانتکاران و نادانان، همچون «ابن ماهویه‏»، این پندار را دستاویز قرار داده و به اغواى مردم و منحرف ساختن افکار از امامت ‏حضرت عسکرى(ع) پرداختند.

این عوامل دست ‏به دست هم داده و موجب شک و تردید گروهى از شیعیان در امامت آن حضرت در آغاز کار گردیده بود، چنانکه برخى از آنان در صدد آزمایش امام بر مى‏آمدند  و برخى دیگر در این زمینه با امام مکاتبه مى‏کردند. این تزلزلها و تردیدها به حدى بود که امام در پاسخ گروهى از شیعیان در این زمینه با آزردگى و رنجش فراوانى نوشت: «هیچ یک از پدرانم، مانند من، گرفتار شک و تزلزل شیعیان در امر امامت نشده‏اند… » امام براى زدودن زنگار این شکها و تردیدها، و نیز گاه براى حفظ یاران خود از خطر، و یا دلگرمى آنان، و یا هدایت گمراهان، ناگزیر مى‏شد پرده‏هاى حجاب را کنار زده، از آن سوى جهان ظاهر، خبر دهد، و این، از مؤثرترین شیوه‏هاى جلب مخالفان و تقویت ایمان شیعیان بود.

7ـ آماده‏سازى شیعیان براى دوران غیبت فرزند خود امام دوازدهم.

«احمد بن اسحاق‏»، یکى از یاران خاص و گرانقدر امام عسکرى (ع) مى‏‌گوید: به حضور امام رسیدم مى‏خواستم درباره امام بعد از او بپرسم، حضرت پیش از سؤال من فرمود:

اى «احمد بن اسحاق‏»! خداوند از زمانى که آدم را آفریده تا روز رستاخیز، هرگز زمین را از «حجّت‏» خالى نگذاشته و نمى‏گذارد. خداوند از برکت ‏وجود «حجّت‏» خود در زمین، بلا را از مردم جهان دفع مى‏کند و باران مى‏فرستد و برکات نهفته در دل زمین را آشکار مى‏سازد. عرض کردم: پیشوا و امام بعد از شما کیست؟ حضرت بسرعت ‏برخاست و به اطاق دیگر رفت و طولى نکشید که برگشت، در حالى که پسر بچه‏اى را که حدود سه سال داشت و رخسارش همچون ماه شب چهارده مى‏درخشید به دوش گرفته بود.

فرمود: «احمد بن اسحاق‏» ! اگر پیش خدا و امامان محترم نبودى، این پسرم را به تو نشان نمى‏دادم، او همنام و هم‏کنیة رسول خداست، زمین را پر از عدل و داد مى‏کند چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد. او در میان این امت (از نظر طول غیبت) همچون «خضر» و «ذوالقرنین‏» است، او غیبتى خواهد داشت که (در اثر طولانى بودن آن) بسیارى به شک خواهند افتاد و تنها کسانى که خداوند آنان را در اعتقاد به امامت او ثابت نگه داشته و توفیق دعا جهت تعجیل قیام و ظهور او مى‏بخشد، از گمراهى نجات مى‏یابند…

آنچه مهم است این که همانطور که در تاریخ آمده است از ملاقات  امام حسن عسکرى ع  با مردم  جلوگیری می‏شد  و ایشان جز با یاران خاص  و کسانی که برای  مراقبت و یا حل  مشکلات  مادی  و شرعی خود  به آنها مراجعه می‏کردند  کمتر  معاشرت می‏نمودند،  که شاید  یکی از دلائل آن؛ نزدیک بودن  دوران غیبت امام مهدی(عج) بوده و می‏بایست  شیعیان با این  سنت الهی  آشنا می‏گردیدند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

x

Check Also

شهادت امام حسن عسکرى (ع)

امام روز جمعه هشتم ماه ربیع‌‏الاول سال دویست و شصت از هجرت هنگام نماز صبح ...

احادیثی از امام حسن عسکرى (ع)

1- نزاع و جدال مکن که آبرویت می‏رود، و شوخی مکن که بر تو جرأت ...